لغت نامه دهخدا
اشتوا. [ اَ ت ُ ] ( اِ ) بمعنی اشتو که زغال و زغال دان باشد. ( برهان ). انگشتانه. ( فرهنگ نظام از جهانگیری ).
اشتوا. [ اُ ت ُ ] ( اِ ) سبزه. ( برهان ).
اشتوا. [ اَ ت ُ ] ( اِ ) بمعنی اشتو که زغال و زغال دان باشد. ( برهان ). انگشتانه. ( فرهنگ نظام از جهانگیری ).
اشتوا. [ اُ ت ُ ] ( اِ ) سبزه. ( برهان ).