اسگون
لغت نامه دهخدا
( آسگون ) آسگون. ( ص مرکب ) چون آسیا. چون آس. رحوی.
- بحر آسگون؛ مجازاً، آسمان. فلک.
فرهنگ عمید
( آسگون ) مانند آس، آس مانند، مانند آسیا.
( آسگون ) آسگون. ( ص مرکب ) چون آسیا. چون آس. رحوی.
- بحر آسگون؛ مجازاً، آسمان. فلک.
( آسگون ) مانند آس، آس مانند، مانند آسیا.