( آس باد ) آس باد. ( اِ مرکب ) آسیا که بقوت باد گردد. بادآس. رحی الرّیح. ( ربنجنی ). آسیاچرخ.، اسباد. [ اِ ] ( ع مص ) نو برآمدن گیاه نصی در بنه خشک آن. نو برآمدن گیاه نصی در قدیم آن. ( منتهی الارب ). || موی ستردن. ( منتهی الارب ).
اسباد. [ اَ ] ( ع اِ ) جامه های سیاه. || سرهای گیاه نصی که اول روید. ( منتهی الارب ).
( آس باد ) (س ِ ) (اِمر. ) آسی که با نیروی باد کار می کند. بادآس.
( آس باد ) ( اسم ) آسی که بقوت باد گردد باد آس آسیا چرخ.
آسیا که بقوت باد بگردد
جامه های سیاه
آسی که با نیروی باد کار میکند. بادآس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین در سیستان و در نزدیکی شهرسوخته سیستان نیز بقایای نخستین آس بادها وجود دارد و حتی در شهر زابل محلهای به نام آس باد وجود دارد بنیاد نیمروز کانون جهانی سیستانیها ازسال۱۳۹۰شمسی تلاش دارد که نمادی از آسیاب بادی در یکی از میدانهای زابل و یا منطقه سیستان نصب شود.
💡 آس بادهای رومهیا آسیاب بادی رومه مربوط به اواخر دوره قاجار است و در شهرستان نهبندان، بخش مرکزی، روستای رومه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۴۵۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.