لغت نامه دهخدا
اسپیدمرد. [ اِ م َ ] ( اِ مرکب ) در تحفه و فهرست مخزن: سفیدمرز. سفیدمرد. ابوالحسن ترنجی گوید: سفیدمرد آن است که صیادنه او را بعوض فلفل سفید میفروشند. ( ترجمه صیدنه بیرونی ).
اسپیدمرد. [ اِ م َ ] ( اِ مرکب ) در تحفه و فهرست مخزن: سفیدمرز. سفیدمرد. ابوالحسن ترنجی گوید: سفیدمرد آن است که صیادنه او را بعوض فلفل سفید میفروشند. ( ترجمه صیدنه بیرونی ).
سفید مرز