لغت نامه دهخدا
اسپرلوس.[ اِ پ َ ] ( اِ ) خانه و سرای پادشاهان و سلاطین و حکام. ( جهانگیری ) ( برهان ). کاخ. کوشک. قصر:
چه نقصان دیدی از کعبه تو بی دین
که گردی گرد اسپرلوس شاهان.عسجدی.
اسپرلوس.[ اِ پ َ ] ( اِ ) خانه و سرای پادشاهان و سلاطین و حکام. ( جهانگیری ) ( برهان ). کاخ. کوشک. قصر:
چه نقصان دیدی از کعبه تو بی دین
که گردی گرد اسپرلوس شاهان.عسجدی.
(اِ پَ ) ( اِ. ) کاخ، سرای پادشاهان.
سپرلوس: کاخ، قصر، کاخ پادشاهی، سرای پادشاهان
( اسم ) کاخ کوشک قصر: ( چه نقصان دیدی از کهبه تو بی دین که گردی گرد اسپرلوس شاهان ? ) ( عسجدی ).
کاخ، سرای پادشاهان.