اسفرسب تصویر معنی اسفرسب لغت نامه دهخدا اسفرسب. [ اَ رَ ] ( اِ مرکب ) میدان. فضا. عرصه. ( برهان ). اسپرسپ. اسفرسف. رجوع به اسپریس شود. کلمات مرتبط اسپراس سپریش عرصه گاه شاه اسفرهم فرستاف گزارش محتوای نامناسب