استیناء
مترادفها
استثنا
متضادها
شمول
لغت نامه دهخدا
استیناء. [ اِ ] ( ع مص ) استئناء.چشم داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). انتظار کردن. انتظار کشیدن کسی را. || درنگ کردن.
استثنا
شمول
استیناء. [ اِ ] ( ع مص ) استئناء.چشم داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). انتظار کردن. انتظار کشیدن کسی را. || درنگ کردن.