استکلاء

متضادها

آزادی، رهایی

لغت نامه دهخدا

استکلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بسیارگیاه گردیدن زمین. ( منتهی الارب ). || تأخیر کردن. || زمان و مهلت و تأخیر خواستن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران