استنجاع
مترادفها
پاک کردن، طهارت گرفتن
متضادها
نجاست، آلودگی
لغت نامه دهخدا
استنجاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گوارائی خواستن از: طعام یُسْتَنْجَعُ به ( مجهولاً )؛ طعام که گوارائی خواهند از وی و فربه شوند. ( منتهی الارب ).
پاک کردن، طهارت گرفتن
نجاست، آلودگی
استنجاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گوارائی خواستن از: طعام یُسْتَنْجَعُ به ( مجهولاً )؛ طعام که گوارائی خواهند از وی و فربه شوند. ( منتهی الارب ).