استمرارا
مترادفها
مدام، پیوسته، همواره
متضادها
منقطع، مقطوع
لغت نامه دهخدا
( استمراراً ) استمراراً. [ اِ ت ِ رَن ْ ] ( ع ق ) مستمراً. مدام. دائماً. اتصالاً. پیوسته. همواره.
فرهنگ فارسی
پیاپی مدام همیشه مستمرا.
مدام، پیوسته، همواره
منقطع، مقطوع
( استمراراً ) استمراراً. [ اِ ت ِ رَن ْ ] ( ع ق ) مستمراً. مدام. دائماً. اتصالاً. پیوسته. همواره.
پیاپی مدام همیشه مستمرا.