استقواء

مترادف‌ها

قدرت گرفتن، قوت گرفتن

متضادها

ضعف، فروتنی

لغت نامه دهخدا

استقواء. [ اِ ت ِق ْ ] ( ع مص ) تقویه صید خواستن از کسی. ( منتهی الارب ).خواستن از کسی که جانوران را بجانب دامگاه براند.

کلمات مرتبط