ارتیاغ
متضادها
بیمیلی، بیاشتیاقی، بینیازی
لغت نامه دهخدا
ارتیاغ. [ اِ ] ( ع مص ) خواستن. جستن. ( منتهی الارب ). جستن صید. ( آنندراج ).
جمله سازی با ارتیاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با چنان شدت و ارتیاغی به مطالعهی کتابهای فلسفی میپرداخت که گویی تمام زندگی و هدف اصلی خود را در یافتن پاسخهای عمیق میبیند.
💡 در آن دوران، مردم با ارتیاغ و اشتیاق فراوان منتظر رسیدن پیامبر بودند تا بتوانند از آموزههای نورانی او برای هدایت زندگی خود بهرهمند شوند.
💡 دختر جوان با ارتیاغ بسیار به تماشای مناظر زیبای کوهستان نشسته بود و در فکر آیندهای روشن و پر از موفقیتهای بزرگ و بزرگ بود.