استفسال

استفسال

کلمه‌ی «استفسال» در برخی منابع کهن فارسی، مانند آثار زوزنی و تاج‌المصادر بیهقی، به معنای ناکس شمردن، خوار دانستن یا تحقیر کردن کسی آمده است. این واژه نشان‌دهنده حالتی است که فردی دیگری را کم‌ارزش، ضعیف یا بی‌اهمیت می‌شمرد. استفسال در این کاربرد قدیمی بار منفی دارد و بیشتر به بی‌احترامی، تحقیر یا کوچک شمردن افراد اشاره می‌کند. در متون تاریخی و ادبی، این اصطلاح برای توصیف رفتار یا نگرش منفی نسبت به دیگران به کار رفته و نشان‌دهنده خشونت لفظی یا روحی در تعاملات اجتماعی است. این واژه می‌تواند هم در سطح فردی و هم اجتماعی کاربرد داشته باشد، یعنی هم شخصی دیگر را مستقیماً تحقیر کند و هم اشاره به نگرشی کلی نسبت به گروهی از افراد داشته باشد. از نظر ادبی، استفسال در متون کلاسیک گاهی به شکل کنایه یا هشدار درباره رفتار ناپسند ذکر شده است. استفاده از این واژه در نوشتارها و متون تاریخی به خواننده تصویری از روابط اجتماعی و اخلاقی زمانه می‌دهد و نشان می‌دهد که تحقیر و ناکس شمردن دیگران، مفهومی قابل توجه و ثبت‌شده در فرهنگ نوشتاری بوده است.

مترادف‌ها

پرسش، استعلام، سؤال

متضادها

پاسخ، جواب

لغت نامه دهخدا

استفسال. [ اِ ت ِ ]( ع مص ) ناکس شمردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

ناکس شمردن

جمله سازی با استفسال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارمند مربوطه برای تکمیل پرونده اداری پیچیده، از مدیر بخش درخواست استفسال کرد تا تمامی جزئیات دقیق و مدارک لازم جهت تصمیم‌گیری نهایی را به درستی دریافت و ثبت نماید.

💡 حقوقدان در جریان جلسه دادگاه از شاهد سعی کرد استفسال دقیقی به عمل آورد تا بتواند از صحت تمام اظهارات بیان شده و ابعاد واقعی حادثه مورد نظر اطمینان کامل پیدا کند.

💡 در فرآیند تحقیق علمی، دانشمندان همواره با استفسال‌های مکرر از منابع مختلف، سعی در یافتن پاسخ‌های دقیق‌تر برای پرسش‌های بنیادین و پیچیده موجود در حوزه تخصصی خود دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران