استغشاش
مترادفها
فریب، تقلب، نیرنگ
متضادها
صداقت
لغت نامه دهخدا
استغشاش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خائن شمردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). خائن شمردن کسی را. ( از منتهی الارب ). || گمان غش کردن. || خیانت خواستن. || خیانت کردن. ( منتهی الارب ). || خائن و ناراست شدن.
جمله سازی با استغشاش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دادگاه پس از بررسی دقیق مدارک ارائه شده، تشخیص داد که در فرآیند ثبت اسناد، نوعی استغشاش صورت گرفته تا منافع شخصی تامین شود.
💡 تلاش برای استغشاش در آزمونهای ورودی دانشگاهها، علاوه بر نقض عدالت، میتواند اعتماد عمومی به نهادهای آموزشی و علمی جامعه را به شدت تخریب کند.
💡 وکیل مدافع در جلسه دادگاه استدلال کرد که تمامی اقدامات انجام شده با نیت خیر بوده و هیچ گونه استغشاش یا فریب در کار نبوده است.