استغرار
مترادفها
فریب، فریب دادن
متضادها
وضوح، حقیقت
لغت نامه دهخدا
استغرار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به غفلت افتادن. ( منتهی الارب ). || بر کسی بغفلت او درآمدن. بر غفلت کسی آمدن. ( منتهی الارب ). سرزده درآمدن بر کسی.
فریب، فریب دادن
وضوح، حقیقت
استغرار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به غفلت افتادن. ( منتهی الارب ). || بر کسی بغفلت او درآمدن. بر غفلت کسی آمدن. ( منتهی الارب ). سرزده درآمدن بر کسی.