استطراب
مترادفها
لذت، شادمانی، وجد
متضادها
اندوه، غم، ملال
لغت نامه دهخدا
استطراب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طرب خواستن. || بحرکت آوردن شتر را از سرود. ( منتهی الارب ). || شاد شدن. نیک طرب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ عمید
۱. طرب خواستن، شادمانی خواستن.
۲. شاد شدن.
فرهنگ فارسی
طرب خواستن