استخبال
مترادفها
حماقت، نادانی
متضادها
خردورزی، عقلانیت
لغت نامه دهخدا
استخبال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بعاریت خواستن، چنانکه شتری ماده را از کسی. طلب الاخبال. ( تاج المصادر بیهقی ): استخبلنی ناقة؛ ماده شتری از من بعاریت خواست. ( منتهی الارب ).
حماقت، نادانی
خردورزی، عقلانیت
استخبال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بعاریت خواستن، چنانکه شتری ماده را از کسی. طلب الاخبال. ( تاج المصادر بیهقی ): استخبلنی ناقة؛ ماده شتری از من بعاریت خواست. ( منتهی الارب ).