استئمان

مترادف‌ها

امانت، اعتماد، سپردن

متضادها

خیانت، بی‌اعتمادی

لغت نامه دهخدا

استئمان. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیمان شود.

جمله سازی با استئمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مباحث حقوقی و قراردادها، اصل استئمان و اعتماد متقابل میان طرفین بسیار حیاتی است که باعث می‌شود تمامی تعهدات هر دو طرف به درستی و با اطمینان اجرا شود.

💡 مدیریت موفق یک سازمان بزرگ همواره نیازمند استئمان مدیران به کارکنان خود است تا بتوانند فضای مناسبی برای آزادی عمل و خلاقیت جهت پیشرفت پروژه‌های استراتژیک ایجاد کنند.

💡 دین اسلام بر اهمیت استئمان و امانت‌داری تأکید دارد و معتقد است هر فرد باید در حفظ امانت‌های سپرده شده، نهایت دقت و صداقت را به کار بندد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران