اسبونتن

لغت نامه دهخدا

اسبونتن. [ اَ ت َ ] ( هزوارش، مص ) بلغت زند و پازند دیدن. مشاهده کردن. ( برهان ). || دوانیدن. ( برهان ).

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز