لغت نامه دهخدا
ارکیغانس. [ اَ ن ِ ]( اِخ ) طبیب یا گیاه شناسی که ابن البیطار در مفردات خود ازو نقل آرد. او راست:کتاب الادواء المزمنة. ( ابن البیطار ج 1 ص 118 نه سطربه آخر مانده ). رجوع به ارخیجانس و ارشیجانس شود.
ارکیغانس. [ اَ ن ِ ]( اِخ ) طبیب یا گیاه شناسی که ابن البیطار در مفردات خود ازو نقل آرد. او راست:کتاب الادواء المزمنة. ( ابن البیطار ج 1 ص 118 نه سطربه آخر مانده ). رجوع به ارخیجانس و ارشیجانس شود.