لغت نامه دهخدا
ارصع. [ اَ ص َ ] ( ع ص ) لاغرسرین و ران. ( منتهی الأرب ). آنکه گوشت اندک دارد بر کفل و ران. ارسح. ( زوزنی ). مؤنث: رَصْعاء. || طَعن ٌ ارصع؛ که سنان فرورود در مطعون. ( منتهی الأرب ).
ارصع. [ اَ ص َ ] ( ع ص ) لاغرسرین و ران. ( منتهی الأرب ). آنکه گوشت اندک دارد بر کفل و ران. ارسح. ( زوزنی ). مؤنث: رَصْعاء. || طَعن ٌ ارصع؛ که سنان فرورود در مطعون. ( منتهی الأرب ).
لاغر سرین و ران