لغت نامه دهخدا
ارشکان. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) ارشگان بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاددوم و اردوان دوم. ( ایران باستان ص 2585 و 2612 ).
ارشکان. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) ارشگان بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاددوم و اردوان دوم. ( ایران باستان ص 2585 و 2612 ).
چهارمین پادشاه اشکانی
اسم: ارشکان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: arshakan) (فارسی: ارشکان) (انگلیسی: arshakan)
معنی: لقب چند تن از پادشاهان اشکانی
ارشگان، بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاد دوم و اردوان دوم. ارشکان ممکن است به دو بخش اَرَش - کان تجزیه گردد، بخش نخست شاید آرش کمانگیر باشد و بخش دوم به معنی شهر یا موطن است که استنتاج کلی از ارشکان یعنی شهر یا زادگاه آرش است.