ارشکان

لغت نامه دهخدا

ارشکان. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) ارشگان بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاددوم و اردوان دوم. ( ایران باستان ص 2585 و 2612 ).

فرهنگ فارسی

چهارمین پادشاه اشکانی

فرهنگ اسم ها

اسم: ارشکان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: arshakan) (فارسی: ارشکان) (انگلیسی: arshakan)
معنی: لقب چند تن از پادشاهان اشکانی

ویکی واژه

ارشگان، بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاد دوم و اردوان دوم. ارشکان ممکن است به دو بخش اَرَش - کان تجزیه گردد، بخش نخست شاید آرش کمانگیر باشد و بخش دوم به معنی شهر یا موطن است که استنتاج کلی از ارشکان یعنی شهر یا زادگاه آرش است.

جمله سازی با ارشکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سلسله ارشکان یکی از قدرتمندترین دودمان‌های تاریخی در منطقه بودند که اثرات فرهنگی و سیاسی آن‌ها در طول قرن‌ها بر تمدن‌های اطراف بسیار ماندگار بود.

💡 با بررسی اسناد باستانی، می‌توان ردپای گسترده فرهنگ و هنر دوران ارشکان را در بسیاری از مناطق جغرافیایی که تحت حاکمیت آن‌ها بود، پیدا کرد.

💡 تاریخ مبارزه و بقای سلسله ارشکان در برابر امپراتوری‌های بزرگ دیگر، روایتگر قدرت و پایداری این خاندان در دوران باستان است که بسیار شگفت‌انگیز است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران