لغت نامه دهخدا
ادفاف. [ اِ ] ( ع مص ) ادفاف طائر؛ نزدیک زمین پریدن آن، یا بر زمین نشستن او و جنبانیدن هر دو بال خود. || ادفاف امور بر کسی؛ پیاپی رسیدن کارها بدو. || طعام دادن. ( تاج المصادر بیهقی ).
ادفاف. [ اِ ] ( ع مص ) ادفاف طائر؛ نزدیک زمین پریدن آن، یا بر زمین نشستن او و جنبانیدن هر دو بال خود. || ادفاف امور بر کسی؛ پیاپی رسیدن کارها بدو. || طعام دادن. ( تاج المصادر بیهقی ).