اخکم

لغت نامه دهخدا

اخکم. [ اَ ک َ ] ( اِ ) کم غربال و جز آن. اِطار. ( السامی ). چنبر دف و غربال. ( مجمعالفرس سروری ).

جمله سازی با اخکم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی خبر ناگواری را شنیدم، ناخودآگاه اخکم در رفت و نتوانستم احساسات منفی خود را در برابر حضور مهمانان پنهان کنم و کنترل کنم.

💡 او سعی کرد با لبخند زدن، اخکم را از چهره‌اش بزداید، اما سنگینی مسئولیت‌های کاری باعث شده بود که همیشه چهره‌ای عبوس و نگران داشته باشد.

💡 با دیدن آن رفتار ناصواب از سوی همکارم، ناگزیر اخکم در رفت و او متوجه شد که من از تصمیم اخیرش کاملاً ناراضی هستم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران