اخفاد
مترادفها
فرزندان، نوادگان، نسل، اولاد
لغت نامه دهخدا
اخفاد. [ اِ ] ( ع مص ) اخفاد ناقه؛ بچه ٔناقص انداختن او. آبستنی نمودن او بی حمل خود را.
فرهنگ فارسی
اخفاد ناقه بچه ناقص انداختن او
فرزندان، نوادگان، نسل، اولاد
اخفاد. [ اِ ] ( ع مص ) اخفاد ناقه؛ بچه ٔناقص انداختن او. آبستنی نمودن او بی حمل خود را.
اخفاد ناقه بچه ناقص انداختن او