لغت نامه دهخدا
اخذال. [ اِ ] ( ع مص ) اخذال ولد وحشیه؛ یافتن مادر خود را بریده از خود. قال اللیث: اخذل ولدالوحشیة امّه؛ معناه وجد امّه تخذله. ( تاج العروس ). || اخذال ظبیة؛ مقیم گردیدن آهو به تفقد بچه.
اخذال. [ اِ ] ( ع مص ) اخذال ولد وحشیه؛ یافتن مادر خود را بریده از خود. قال اللیث: اخذل ولدالوحشیة امّه؛ معناه وجد امّه تخذله. ( تاج العروس ). || اخذال ظبیة؛ مقیم گردیدن آهو به تفقد بچه.