اختواء
متضادها
ناسازگاری، تضاد، اختلاف، عدم توافق
لغت نامه دهخدا
اختواء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قطعه ای از بلد جدا کردن. || نیزه زدن اسب رادر خواء، یعنی میان پاها و دستهای وی. || رفتن عقل کسی. || گرفتن همه آنچه نزد کسی است. || دزدیدن دد بچه گاو را و خوردن.
جمله سازی با اختواء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسنده با استفاده از توصیفات دقیق خود، فضای حاکم بر محیط اختواء و فقر مطلق را در آن داستان تاریخی به خوبی به تصویر کشید.
💡 برخی از تحلیلگران اجتماعی معتقدند که گسترش اختواء و بیعدالتی در مناطق محروم میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی و آشوبهای گسترده شود.
💡 زندگی در شرایط اختواء و سختیهای بیامان، شخصیت بسیاری از شخصیتهای بزرگ تاریخ را از نظر اخلاقی و روحی صیقل داده است.