اختزاز
مترادفها
عزت، افتخار، بزرگی
متضادها
فروتنی، تواضع
لغت نامه دهخدا
اختزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به تیر و نیزه دوختن. || بهم وادوختن. ( زوزنی ). || گرفتن یکی را از جماعتی. در جماعت آمده گرفتن از جماعت ( انسان را از میان گروه مردم یا شتر را از گله ).