احمیماس تصویر معنی احمیماس لغت نامه دهخدا احمیماس. [اِ ] ( ع مص ) خشم گرفتن. بخشم رفتن. متغیر گردیدن. کلمات مرتبط التحاط ازمیکاک احشاب احبجرار اضفیداد احرنفاش گزارش محتوای نامناسب