احداء تصویر معنی احداء لغت نامه دهخدا احداء. [ اِ ] ( ع مص ) قصد کردن چیزی را. ( منتهی الارب ).احداء. [ اَ ح ِدْ دا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَدید. مردان تیزفهم. || چرب زبانان. || زودخشمان. || دلاوران: قوم ٌ ذُرب؛ ای اَحدّاء. ( تاج العروس ). کلمات مرتبط احده ادغاص صت ء ارعال ازدهار