اجعد
مترادفها
چروکیده، پیچخورده
متضادها
صاف
لغت نامه دهخدا
اجعد. [ اَ ع َ ] ( ع ن تف ) مُجعَّدتر.
فرهنگ فارسی
نعت تفضیلی مجعدتر
جمله سازی با اجعد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکرد با استفاده از روغنهای گیاهی و روشهای سنتی، حالت طبیعی و زیبای موهای اجعد خود را حفظ کند و آنها را آشفته نشان ندهد.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه شخصیتهای باهوش و متمایز را با ویژگیهایی مانند چشمان نافذ و موهای سیاه و اجعد توصیف میکردند تا شخصیت آنها ملموستر شود.
💡 برای مراقبت از سلامت پوست سر و جلوگیری از آسیب به تارهای موی اجعد، متخصصان توصیه میکنند که از محصولات فاقد سولفات و مواد شیمیایی مضر استفاده شود.