اجتزاع
مترادفها
جدا کردن، بیرون کشیدن، کندن
متضادها
کاشت، پیوند، وصل
لغت نامه دهخدا
اجتزاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکستن. چوب از درخت بازشکستن. || بریدن.
جمله سازی با اجتزاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشک پس از انجام معاینات دقیق و آزمایشهای پزشکی، تصمیم گرفت برای جلوگیری از گسترش بیماری، عملیات اجتزاع بافت آسیبدیده را در سریعترین زمان ممکن انجام دهد.
💡 در فرآیند استخراج مواد معدنی از لایههای زمین، از روشهای پیچیده اجتزاع استفاده میشود تا آسیب کمتری به محیط زیست و اکوسیستم اطراف وارد شود.
💡 متخصصان با استفاده از تکنولوژیهای نوین، موفق به اجتزاع موفقیتآمیز دادههای بسیار حساس از حافظههای آسیبدیده در مراکز دادههای بزرگ بینالمللی و پیشرفته شدند.