اثکول تصویر معنی اثکول لغت نامه دهخدا اثکول. [ اُ ] ( ع اِ ) خوشه. || خوشه خرما. اِثکال. اثکون. عرجون. ج، اَثاکل، اثاکیل. کلمات مرتبط عطیل متعثکل عثک اثبیه ثفاریق اثحاف اثویاء گزارش محتوای نامناسب