اتش پخشیده

مترادف‌ها

پراکنده، پخش‌شده، گسترده

فرهنگستان زبان و ادب

آتش پخشیده
{distributed fire} [علوم نظامی] آتشی که در منطقۀ هدف پخش می شود تا بیشترین کارایی را در پی داشته باشد

جمله سازی با اتش پخشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آتش پخشیده در جنگل‌های وسیع منطقه، باعث شده بود که حیوانات وحشی برای نجات جان خود به سمت مناطق مسکونی و دورتر فرار کنند.

💡 آتش پخشیده در ساختمان قدیمی، باعث شد که تیم‌های امدادی با سرعت بسیار زیاد و تجهیزات کامل برای کنترل کردن آن وارد عمل شوند.

💡 با توجه به شدت باد، آتش پخشیده در دشت‌های خشک به سرعت در حال پیشروی بود و باعث ایجاد دود غلیظ در آسمان می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران