ابن الوقتی تصویر معنی ابن الوقتی مترادفها مرد وقت، اهل زمان لغت نامه دهخدا ابن الوقتی. [ اِ نُل ْ وَ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت و چگونگی ابن الوقت. زمانه سازی. || بی وفائی. فرهنگ فارسی زمانه سازی کلمات مرتبط بیخلافی ناکامگاری بی ضابطگی بی عاطفگی بی سلیقگی بیگزادگی