ابلقاق تصویر معنی ابلقاق لغت نامه دهخدا ابلقاق. [ اِ ل ِ ] ( ع مص ) ابلق شدن. ( زوزنی ). دورنگ و پیسه شدن. کلمات مرتبط پیسه شدن ابلاق ادلمام ازرقاق استملال گزارش محتوای نامناسب