ابتیاض
مترادفها
سپیدی، رنگپریدگی
متضادها
سیاهی، تیره شدن
لغت نامه دهخدا
ابتیاض. [ اِ ] ( ع مص ) خود درپوشیدن. ( زوزنی ). خود بر سر گرفتن. کلاه خود بر سر نهادن.
سپیدی، رنگپریدگی
سیاهی، تیره شدن
ابتیاض. [ اِ ] ( ع مص ) خود درپوشیدن. ( زوزنی ). خود بر سر گرفتن. کلاه خود بر سر نهادن.