لغت نامه دهخدا
ابازیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عربی ِ ابزار فارسی. آنچه در دیگ کنند از ادویه و بوی افزارهای خشک. دیگ افزارها. توابل. بوزار. افحاء.
ابازیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عربی ِ ابزار فارسی. آنچه در دیگ کنند از ادویه و بوی افزارهای خشک. دیگ افزارها. توابل. بوزار. افحاء.
داروهائی که دراغذیه میریزندازقبیل فلفل وزیره
( اسم ) جمع بزر آنچه در دیگ کنند از ادویه و بوی افزارهای خشک.