لغت نامه دهخدا
گوارنده شدن. [ گ ُ رَ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گوارا گردیدن. گوارنده گردیدن. انهضام. ( تاج المصادر بیهقی ). مرائت. ( منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ). هناء. تهنؤ. ( منتهی الارب ).
گوارنده شدن. [ گ ُ رَ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گوارا گردیدن. گوارنده گردیدن. انهضام. ( تاج المصادر بیهقی ). مرائت. ( منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ). هناء. تهنؤ. ( منتهی الارب ).
گوارا گردیدن. گوارنده گردیدن. انهضام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کُلُوا وَ اشْرَبُوا میخورید و میآشامید هَنِیئاً بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۴۳) گوارنده باد و نوش بآن کردار نیکو که در دنیا میکردید.
💡 رفت پیری چو ز حد، مرگ گوارنده تر است شربت مرگ درین شیر بجای شکر است
💡 تا ماء معین پاک و گوارنده و صاف است می در قدح و جام تو چون ماء معین باد
💡 غزو گوارنده باد شاه جهان را ناصر دین راعی زمین و زمان را
💡 ای عشق تو داده بر جهان فرمان درد تو گوارنده تر از درمان
💡 ز برم تا برفتهای تو، زمانی نمیشود نه گشاینده بند غم، نه گوارنده جام می