لغت نامه دهخدا
چرخ رسن تابی. [ چ َ خ ِ رَ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ نخ تابی. چرخ ریسمان تابی. رجوع به چرخ ریسمان تابی شود.
چرخ رسن تابی. [ چ َ خ ِ رَ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ نخ تابی. چرخ ریسمان تابی. رجوع به چرخ ریسمان تابی شود.
چرخ نخ تابی ٠ چرخ ریسمان تابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصال یار را تابی نداری که اینجا این توانی پای داری
💡 دل به خورشید جهان تابی گرو کن تا به کی همچو پروانه ز شمع خانه تابی سوختن
💡 گرفت از رشک رویت ماه تابی که چون رویت نباشد ماهتابی
💡 در این صورت نظر کن آفتابی که در جانها فکنده تک و تابی
💡 چند تابی دو زلف مشکین را؟ ای دل و جان من بتاب از تو
💡 ز عکس مهر تابی بر گل افتاد ز خود دانست و کارش مشکل افتاد