کندمان

متضادها

سریع، چابک، تند، پرجنب و جوش

لغت نامه دهخدا

کندمان. [ ک ُ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گورگ سردشت است که در بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع است و 251 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کندمان. [ ک َ دُ ] ( اِخ ) گندمان. رجوع به چارمحال و گندمان در همین لغت نامه شود.

جمله سازی با کندمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو افتاب بلندیّ و من چو سایه نژند همی کندمان از یکدگر جدا پرده

💡 دم بدم آلودهٔ عصیان شویم ابتلای تو کندمان شست و شو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران