گره مند

لغت نامه دهخدا

گره مند. [ گ ِرِه ْ م َ ] ( ص مرکب ) دارای گره. گره دار:
در حلقه رشته گره مند
زندانی بند گشته بی بند.نظامی.

فرهنگ فارسی

دارای گره گره دار گره ناک: در حلق. رشت. گره مند زندانی بند گشته بی بند. ( نظامی )

جمله سازی با گره مند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راست گفت آنکه برگشاد گره بسته‌گیری به خوی نیکو به

💡 از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را در گره دارم چو گوهر آبروی خویش را

💡 کمند شیر شکاری که در هوای خمش شده است رشته جان در تن شکار گره

💡 تا آینه روی تو شد انجمن‌افروز شد آه گره در جگر لاله‌ستان‌ها

💡 مهادیو آن زمان زان جعد پر خم گره بگشاد کرده حلقه ای کم

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز