حجر فروغیا

لغت نامه دهخدا

حجر فروغیا. [ ح َ ج َ رِ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجر افروغی. رجوع به حجر الافروج شود.

فرهنگ فارسی

حجر افروغی

جمله سازی با حجر فروغیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرو بلند من ننهد پا فروغیا بر فرق آن کسی که نگردد چو خاک پست

💡 هیچ نصیب من نشد از دهنش فروغیا چون به مذاق بسپرم شربت ناچشیده را

💡 آن که فرامش از دلم هیچ نشد فروغیا آه که شد ز خاطرش نام من از فرامشان

💡 تا فکنم فروغیا دشمن شاه را به خون دست دعا بر آسمان، تیر بلا به ترکشم

💡 بر سر هر گذار او خاک شدم فروغیا تا فلک بلند سر خاک شود ز پستیم

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز