تلخ جوک

لغت نامه دهخدا

تلخ جوک. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی تلخ جکوک است که کاسنی صحرایی باشد. ( برهان ). کاسنی بری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= تلخک

فرهنگ فارسی

بمعنی تلخ جکوک است که کاسنی صحرایی باشد.

جمله سازی با تلخ جوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مى فرمايد اعتقاد به تقديرات الهى، زمينه هاى خيرى براى انسانها فراهم مى كندبسيارى از حوادث كه اطراف ما مى گذرد موجب خير و صلاح است، هر چند در ظاهر تلخ وناگوار باشد.

💡 و با فرو خوردن خشم، رد امرى كه از خنظل تلخ ‌تر و از تيزى دم شمشير براى قلبدردناك تر بود، صبر نمودم.(295)

💡 «نه مرگ آن‌قدر تلخ است، نه زندگی آن‌قدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد.» (گفتاری از فریدون فرخزاد)

💡 تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود خار از تو نسرین می‌شود چیزی بده درویش را

💡 سرو را از جلوه مستانه از جا می‌برد خنده او تلخ‌کامی را ز صهبا می‌برد

💡 در فراق لب شیرین تو ای چشمهٔ نوش به لبت تلخی زهری نه که در کامم نیست

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز