باد گردیدن

لغت نامه دهخدا

باد گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) باطل، هباء، هدر، باد شدن. هیچ شدن. رجوع به باد و باد گشتن شود.

فرهنگ فارسی

باطل و هدر

جمله سازی با باد گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ره او زایران را هر چه از نقد حیات صرف گردد، با وجود صرف گردیدن بجاست

💡 گرد سرگردیدن ما گرد دل گردیدن است در حضور شمع ما را بال می گردد گره

💡 نیست چون گرداب بهردانه گردیدن مرا آسیای من به آب خشک گردان می شود

💡 فقر در آئین ارباب توکل کیمیاست خاک گردیدن بود در مشرب ما زر شدن

💡 بنور مهر کند سایه کوه قدرش اگر عجب که مهر تواند بچرخ گردیدن

💡 رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن بود نظاره گلچین برای گلچیدن

ضیق وقت یعنی چه؟
ضیق وقت یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز