اسپ باروت

لغت نامه دهخدا

اسپ باروت. [ اَ پ ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسپ کاغذی که آتش بازان بصورت اسپ میسازند و به آتش در حرکت می آید. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) اسب کاغذی

جمله سازی با اسپ باروت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار کردن با تفنگی با این اندازه معمولاً سخت بود (اگرچه در مادر متفاوت بود)، که به مقدار زیادی باروت و آموزش مناسب نیاز داشت. یکی از مسائل مربوط به کار با چنین دستگاهی عقب‌نشینی قوی و دشواری حمل و نقل بود که گاهی اوقات اوزوتسوهای بزرگتر را یا بر روی عدل‌های برنج می‌گذاشتند یا با طناب از درختان آویزان می‌کردند یا روی کالسکه نصب می‌کردند (مشابه توپ‌های اروپایی)

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که جان مورفی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به سال‌های خوش گذشته، قاپ‌زنی، قفل، انبار و دو بشکه باروت، عزب، تیراندازها، مین ماشین، شهر ساحلی، ۲۸ روز بعد، بالاترین نمره، میلیون‌ها، مرد، غریزه اصلی ۲، میامی وایس، آفتاب، ۲۸ هفته بعد، آخرین خانه در سمت چپ، زره‌دار و کیک-اس اشاره نمود.

💡 تپه باروت‌خانه دهفول مربوط به سده‌های اولیه و میانه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان نهاوند، بخش مرکزی، دهستان طریق اسلام، ضلع شمالی روستای دهفول واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۷۳۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.