غرغر کنان

لغت نامه دهخدا

غرغرکنان. [ غ ُ غ ُ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) آنکه درحال غرغر کردن باشد. قرقرکنان. رجوع به غرغر شود.

فرهنگ فارسی

آنکه در حال غرغر کردن باشد قرقر کنان

جمله سازی با غرغر کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مدحت به آل پیمبر رسانم رسد ناصبی را ازو جان به غرغر

💡 ز یاران دمبدم غرغر شنیده ضررها دیده و نفعی ندیده

💡 قصه چه کنم ز درد بیماری شیرین جانم رسیده با غرغر

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز