نازع
لغت نامه دهخدا
نازع. [ زِ ] ( ع ص ) شتر آرزومند جای باش و چراگاه، مذکر و مؤنث در وی یکسانست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): بعیر نازع و ناقة نازع؛ که مشتاق وطن و چراگاه خود باشد. ( از اقرب الموارد ). || کسی که اشتیاق و آرزوی وطن بر او غلبه کرده باشد. ( از معجم متن اللغة ). مشتاق یارو دیار. ( از اقرب الموارد ). مشتاق و آرزومند چیزی. ( ناظم الاطباء ). || غریب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). ج، نُزّاع. نُزَّع. نَزَعَة. || شیطان.( ناظم الاطباء ). || برکننده و قطعکننده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): نازع قنازع نزاع و دافع قناذع یراع... گردید. ( دره نادره 116 ). || رامی. ( معجم متن اللغة ). ج، نزعة. || النازع من الشاة؛ گوسپند گشن خواه. ( از معجم متن اللغة ). ج، نُزَّع. نُزُع. || النازع من القسی؛ کمان که به هنگام کشیدن آوایی از آن برآید. التی لها حنین عندالنزع. ( از معجم متن اللغة ).
فرهنگ فارسی
شتر آرزومند جای باش و چراگاه مذکر و مونث در وی یکسان است.
جمله سازی با نازع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اما دليل وساطت آنان در تدبير امور اين عالم، با اينكه هر امرى براى خود سببى مادىدارد، همين آيات اول سوره مورد بحث است، كه بطور مطلق ملائكه را نازعات و ناشطات وسابحات و سابقات و مدبرات خوانده كه بيانش گذشت.
💡 486- ايـن جمله از دعاهم مضمون آيات شريفه قرآن است كه مى فرمايد: و ان الىربـك المـنـتـهـى - نـجم: 42. و الى ربك منتهيا - نازعات: 44 - ان الى ربكالرج
💡 يَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرّادِفَةُ- نازعات: 6(243)
💡 (( عن ابى عبدالله عليه السلام قال: الكبر رداءالله فمن نازع اللهعزوجل رداءه لم يزده الله الا سفالا.)) (437)
💡 383- فرعون مى گفت: انا ربكم الاعلى، نازعات، (79)، 24 و نيز مى گفت: ماعلمت لكم من اله غيرى، قصص (28)، 38.