لغت نامه دهخدا
لاله داغدار. [ ل َ/ ل ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شقایق. نوعی لاله. لاله دلسوخته. انومیان.
لاله داغدار. [ ل َ/ ل ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شقایق. نوعی لاله. لاله دلسوخته. انومیان.
شقایق
💡 به باد روی گلی در چمن چو ناله کنم هزار خون به دل داغدار لاله کنم
💡 خواهی اگر ز حال دل ما شوی خبر از لاله پرس کاین جگر داغدار چیست؟
💡 تسلیت به جامعهٔ هنری، دوستداران و به ویژه خانوادهٔ داغدار مرتضی پاشایی.»
💡 (اى موسى ! آگاه باش هر كس عارفانه بر او بگريد يا مردم را بگرياند يا خود رابه صورت سوگواران داغدار او درآورد، پيكرش بر آتش دوزخ نخواهد سوخت.)(485)
💡 شهادت اين سه برادر، جراحت بزرگى بود كه بر قلب داغدار حضرت عباس عليهالسلام وارد شد. (630)
💡 طرف چگونه شود با رخ تو ماه، که صبح ز آفتاب بود داغدار خنده تو